خطايى ، على اكبر
54
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
بدهند و اگر ارابه خواهند بدهند . و هرگز « 1 » امراى خطاى و خطائيان به هر ملك و مملكت كه بروند ايشان را اسبان و كسان خود نباشد و هرچند مير معظم باشد كسى خود يكى دارد يا دو . الا در هر منزلى همهء تنعم و تجمل او و اثاث « 2 » او از پادشاهى حاضر . و هرگز امراى خطاى بر اسب ننشينند و بار خود بر ارابه بار نكنند الا در محفه « 3 » بنشينند و قرب پنجاه كس محفهء او را برداشتن را به نوبت متعيناند و گروهى گرزهاى طلا و نقره بر پشت بسته و گرزهاى زراندود به قد سنجقها « 4 » در دست بر هوا برداشته پيش پيش او مىروند . و گروهى « 5 » تيغها [ ى ] عملى بر مثال تختهء دكان عطاران زراندود و سيم اندود بر سر دوش نهاده از پيش و پس مىروند . و گروهى سنجقهاى رنگارنگ ، فانوسهاى رنگارنگ از نوك سنجقها در آويخته از چپ و راست او مىروند . اگر در راه شب شود آن فانوسها را روشن كنند و در روشنائى او بروند . غرض و مقصود تجمل است ، و اگرنه در شب در راه ماندن محال است و به اين حشمت محفهء « 6 » او را مىبرند منزل به منزل و صندوقهاى رخت او [ را ] هر صندوق را دو كس از چوب آويخته و به گردن برداشته و پيشپيش او دوانيده مىبرند ، و با اين تجمل به هر منزل كه برسد درخورد منصب او ديوانخانهاى از پادشاهى ساختهاند به آنجا فرود آيد و جامه خوابها از پادشاهى از اطلس منقش [ و در تختى از براى خوابگاه او برآراسته ] و پردهاى از اطلس منقش از پيش تخت منقش آويخته و نيم تخت منقش ديگر بيرون در ايوان آن سراى نهاده و همهء اسباب معاش و عشرت او را حاضر ساخته و همهء خدام و خدمتكاران آن ديوانخانه در پيش او حاضر استاده و همهء امراى آن شهر مرتبه مرتبه درخورد مراتب و منصب خود به ديدن او بيايند ، از براى آنكه از پيش پادشاه مىآيد و يا مىرود . درين هردو لازم تعظيم او و به هر منزل كه برسد خبر به آن منزل ديگر بفرستند كه اينچنين كس به اينچنين مرتبه آمد و مىآيد و آن مردم درخورد آنكس يراق « 7 » بكنند و آن شخص به آن همه تجمل ملك خطاى را بگردد و كار و حكومت كه به او متعلق است بسازد
--> ( 1 ) - سها : و « هرگز » ندارد ( 2 ) - هر سه نسخه : اساس ( 3 ) - سها : محافه ( 4 ) - ق : سنجاق ( 5 ) - سها : ندارد ( 6 ) - سها : محافه ( 7 ) : سها : يراغ